خرید بک لینک

2

در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «2» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

بعد از خاک غریب(2)

عقده‌گشایی

وقتی کتاب «نیما چه می‌گوید؟» نوشته‌ی حسن گل‌محمدی را می‌خواندم، متوجّه این نکته شدم که نیمایوشیج در زمانه‌ی خود چه غریبانه زیسته است. حملات سیل‌آسا بر او و نوشته‌هایش امانش را بریده بود. او از دوست و دشمن ضربه می‌خورد، ولی جسورانه به کار و راه خود ادامه می‌داد. گل‌محمدی این کتاب را پس از انتشار دو جلدی یادداشت‌های روزانه‌ی نیما اثر پسرش شراگیم، به رشته‌ی تحریر در آورده است. تنگناها و غم و غصه‌های نیما از همعصرانش در آن موج می‌زند. گویا از زمین و آسمان بر او فتنه می‌بارد. در نخستین کنگره‌ی نویسندگان ایران، شعر نو او را به تمسخر می‌گیرند. از این رو گاه از تهران فرار می‌کند و به روستای یوش، پناه می‌برد. حسادت تنها مفهومی‌ است که قادر به توجیه و تفسیر این صحنه‌هاست.

ماجراهای این کتاب مرا به یاد آیین رونمایی از دو کتاب خاک غریب (چاپ دوم) و گزین‌گویه‌ها در زادگاهم می‌اندازد که در آن مراسم، سخنران اصلی به جای معرفی و پرداختن به این دو اثر، در مورد نقدناپذیری جامعه‌ی اسلامی سخن گفت که هیچ ربطی به رونمایی کتاب‌ نداشت. گویا سخنران در فضای دیگری سیر می‌کرد و گفته‌هایش برای گروه دیگری طراحی شده بود. هر چند پس از گذشت چند روز از آن مراسم، فهمیدم که مخاطب اصلی سخنران خودِ من بوده‌ام. به این که تحمّل پذیرش هیچ نقدی را ندارم و برای خود می‌نگارم و دردی از جامعه را دوا نمی‌کنم. البته پس از گذشت چند روز از مراسم، در تماسی که با جناب دکتر حامدی داشتم، دریافتم که از همشهری خود یعنی جناب دکتر علی ناظمیان‌فرد هم دقِّ دلی دارد و او را هم ضمیمه‌ی من کرد. نشان به این نشان که گفت: شما دو نفر نقدپذیر نیستید. تازه تمام اینها را وقتی بیان کرد که از صحبت کردن خود در جلسه‌ی رونمایی کتاب‌ هم پشیمان شده بود و می‌گفت: دوستانی به من گفتند: در این نشست نباید شرکت می‌کردید؛ چرا که فضلی تحمّل نقد و اعتراض به نوشته‌ها و گفته‌هایش را ندارد. بماند که در همان نشست، جناب سجّادی، فرماندار و بنده به پاره‌ای از سخنانش واکنش نشان دادیم و اِشکالی هر چند اجمالی به ایده‌اش وارد دانستیم. در تماس‌های بعدی به برخی دلمشغولی‌های ایشان پی بردم. فایل کامل صوتی و تصویری مراسم موجود است. از این رو قضاوت نهایی را به مخاطبان می‌سپارم.

تصور می‌کنم در کشور ما عقده‌گشایی در حوزه‌ی فرهنگ و دانش، یکی از دلمشغولی‌های تحصیل‌کرده‌هاست. خود کاری نمی‌کنند و از این که دیگری به کاری دست بزند و اثری خلق کند، آشفته‌حال می‌شوند. یادم به سخن مرتضی مطهری ‌افتاد که می‌گفت: الان درمی‌یابم که چرا وقتی قطار قم ایستاده است بچه‌ها کاری به آن ندارند، ولی به محض این که راه افتاد سنگ به سوی‌اش پرتاب می‌کنند و شیشه‌های‌اش را می‌شکنند.

برچسب: نویسنده: حسین سلیمانی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 9:34

صفحه بندی