خرید بک لینک

بینامتنیت

Intertextuality(تناص)

بینامتنیت یک اصطلاح نقدی جدید است که نخستین بار در دهه ی شصت قرن نوزدهم میلادی توسط ژولیا کریستوای فرانسوی زبان شناس بلغاری الاصل با الهام از آثار سوسور و باختین پایه ی گستره ی نقد ادبی گذاشت. کریستوا معتقد است که انگاره ی بینامتنیت باید جایگزین مفهوم بین الاذهان شود. بینامتنیت یعنی ایجاد رابطه ای اثربخش میان گذشته و متون معاصر برای تولید متن جدید. در قدیم این عنوان با نام های تضمین، اقتباس، سرقت ادبی و تلمیح شناخته می شد.

بر اساس اصل بینامتنیت هیچ متنی بدون پیش متن نیست. همواره متن ها بر پایه ی متون گذشته پایه گذاری می شوند و انتقال فرهنگ نیز بر این اساس صورت می گیرد. نه تنها متن بلکه خود تجربه ی خوانش نیز بینامتنی است.

با توجه به این رویکرد هیچ متنی مستقل نیست و در خلاء به وجود نیامده است. بلکه تعابیر و متون موجود در آن از آثاری که قبل از آن بوده اند ریشه گرفته است و با پیوند با متون دیگر قابل درک است. در واقع هر متنی برخاسته و شکل یافته از متون پیش از خود و آثار پیشینیان است.

بارت می نویسد: من همه ی ایده های برآمده از فرهنگ خودم، یعنی از گفتار دیگران، را غارت و فشرده کرده ام؛ من نه برای قابل فهم کردن بلکه برای دانستن این که قابل فهم چیست به تفسیر پرداخته ام؛ و در تمام اینها من پیوسته بر آن چه پیرامون من اعلام حضور می کند تکیه دارم.(به نقل از کتاب فرهنگ پسامدرن ص 141)

به نظر بارت متن های خواندنی معنایی را که در ذهن نویسنده وجود دارد به خواننده تحمیل می کنند. در حالی که متن های نوشتنی از خواننده دعوت می کنند در تولید معنای متن دخالت کند.(همان ص 609)

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 10:40 توسط عباس فضلی  | 

برچسب: نویسنده: حسین سلیمانی تاريخ: يکشنبه 14 مرداد 1403 ساعت: 15:22

صفحه بندی