یکی دیگر از مفاخر دشتی آیت الله سید مصطفی حسینی دشتی است با ایشان چه ارتباطی داشته اید؟
ایشان در مراسم عقد ما حضور داشت و خطبه ی عقد ما را خواند ولی دو سه بار آن هم در حدّ خیلی کم با هم در ارتباط بودیم. یک بار منزل آقای موسوی که خواهرزاده ایشان بود؛ پهلوی هم بودیم حتی دفتر نوشته های مرا هم دید. یک بار هم یک کنگره ای در دانشگاه آزاد یا دانشگاه خلیج فارس بوشهر بود در جلسه سخنرانی ایشان حضور داشتم ولی فرصت مباحثه پیش نیامد.
ایشان یک دوره ای در خورموج هم بوده است؟
بله حضور ایشان در آن زمان هم واقعاً موثر بود حتی یادم می آید چند نفرهم می آمدند پیشش درس یاد می گرفتند.
چطور شد که به خورموج آمدند؟
قبل از انقلاب که دولت وقت عراق در زمان احمد حسن البکر ایرانیان و به ویژه علما را اخراج کرد به ناچار هرکسی مجبور شد به مناطق خودش برگردد. آقای حاج میرزا احمد به قم رفتند و حاج سید مصطفی و آقای ابطحی هم به خورموج آمدند و در همین خیابانی که به سمت جایگاه نماز می رود خانه ای از آقای رضایی اجاره کرده بود و در آن زندگی می کرد... علمای نجف در فن بیان ضعیف بودند ولی حاج سید مصطفی بیانش خوب بود یک روز یک بنده خدایی از قم آمده بود و در خورموج منبر می رفت به همراه بانی حسینیه آمدند خانه ی ما من برای اولین بار با ایشان ملاقات داشتم سلام و علیک کردیم و گفت: زیر بیخ گوش شما کتاب ضالّه چاپ می شود و جلوگیری نمی کنید؟ گفتم ببخشید کتاب ضالّه کجا چاپ شده است که ما ندیدیم؟ گفت: این معارف و معاریف گفتم: اتفاقا این کتاب یک دایرة المعارف است. گفت: خیر از عُمَر تعریف کرده است. گفتم: آقای محترم این طور نیست. نویسنده در نقل قول ها دو روش را در پیش می گیرد یک وقتی نقل قول می کند که به قول عرب ها مثلا قال ابن اسعدی یا فلان و شروع به توضیح دادن همان چیزی که در کتاب نوشته است، می کند بعد یک پاورقی باز می کند پایین صفحه و می نویسد: نظر مترجم مثلاً یا مؤلف یا مصحح یا تهیه کننده ی کتاب در این موضوع درست نیست و به نظر ما اشتباه است و توضیح مختصری می دهد که حمل بر این نکنند که طرف نفهمیده است.
یا این که روی کلمات یا عبارات و روایت ها شماره ای می گذارد و در آخر آن هر فصل یا بخش یا در پایان کتاب شماره ها را به ترتیب می نویسد و موارد را توضیح می دهد یا معنی می کند و می نویسد: نظر مترجم این است؛ ولی آقای سید مصطفی حسینی در چاپ این کتاب این کار را نکرده است. تنها عیبی که از این کتاب گرفته می شود این است که اگر جایی مثلاً در باره ی شخصیت یکی از خلفا از قول فلان آقا سخن می گوید باید توضیح مختصری بدهد که منِ شیعه این موضوع را قبول ندارم و نظر شیعه یک چیز دیگر است عیبش همین است این را حمل بر دفاع آقای حسینی از عمَر گرفته بودند. تازه یکی از علما کتاب معارف و معاریف را آورده و سوگند خورده بود که این سنی درجه ی یک است که متأسفانه از تنگ نظری او بود.(همنشین واژه ها ص 127 و 128)
متن فوق بخشی از گفتگوی سید کوچک هاشمی زاده در کتاب «همنشین واژه ها» است. این که در پایان سخن، اتهام سنی بودن را نوعی تنگ نظری می داند؛ دور از انصاف نیست اما نگرش ایشان در مورد توضیح مختصر از سوی نویسنده ی کتاب «معارف و معاریف» در مورد توصیف خلیفه ی دوم دقیق نیست چرا که اولا حضرت آیت الله در مقدمه ی کتاب آورده است؛ او تلاش دارد تا دین را خالصانه و بی پیرایه به همنوعانش معرفی کند. ثانیا در پاسخ به آیت الله قمی به شیخ عباس حاجیانی گفته بود کسی که دخترش همسر رسول خدا بوده است را نمی توان با صفات زشت معرفی کرد. ثالثا در گفت و گوهایی که با روحانیون و افراد مختلف داشته؛ بارها به این موضوع اشاره کرده است و این نگاه های متعصبانه شیعی را برنمی تابد.
برچسب:
نویسنده: حسین سلیمانی