
شبیه سازی مرگمقدمتا باید عرض کنم که انسان دائما می اندیشد و اصلا وجودش مرهون همین اندیشیدن مدام است. گویا هیچ انسانی از این موضوع فراغت ندارد. همیشه اندیشگی سبب می شود که نه فقط امور دنیوی و گذشته و آینده را بلکه به امور پس از مرگ نیز همواره در ذهن خود مرور کند. یعنی با مشاهده ی مراسم تشییع و خاکسپاری دیگران، سرشت و سرنوشت خود را برنامه ریزی و تصویرسازی می کند. از نظر دانشمندان علوم شناختی، ما انسان ها ایده ی زندگی پس از مرگ را از روی زندگی مان در همین جا می سازیم. ما مرگ را نیز از دریچه ی زندگی می فهمیم؛ چرا که جز زندگی و حالات زنده بودن چیز دیگری در اختیار نداریم که از روی آن مردگی و حالات مردن را شبیه سازی کنیم.(علوم شناختی دین ص 186) ما وقتی در مراسم تشییع و خاکسپاری دیگران شرکت می ک...
ادامه مطلب
فراموش سازی مرگ در سال های اخیر دو موضوع سخت مرا به خود مشغول و معطوف ساخته است، یکی متن اندیشی و دیگر مرگ اندیشی. وجه اشتراک آن دو گذر از زندگی معمولی و درگیر شدن با دنیای دیگر است. اَولی ما را به دنیایی به نام دنیای کتاب سوق می دهد و دومی راه مواجهه با جهان برزخی را آسان می کند. ثمره ی متن اندیشی فهم بهتر متون و نشانه ها در راستای درک جهان اندیشه ها است. و نتیجه ی مرگ اندیشی پذیرش پدیده ی مرگ و جهان پس از آن است. به نظر می رسد ما با هر دو جهان بیگانه ایم و باید تلاش کنیم که با آن دو آشتی کنیم و رفاقتی برقرار نماییم. مفهوم مرگ چون مفهوم خدا، از مفاهیم غریب و پیچیده است، یکی از غربت هایش این است که با مرگ ما همه ی آدمیان و چیزهای پیرامون ما هم می میرند. یعنی مرگ، مرگ همه ک...
ادامه مطلب